|
دشواری عصر انتظار از لسان امام صادق (ع)
پنجشنبه سی ام فروردین 1386 22:46
امر غیبت حضرت حجّة بن الحسن (عجج) یمان تمار گوید :خدمت امام جعفر صادق (علیه السلام ) نشسته بودیم ، به ما فرمود : همانا صاحب الامر را غیبتی است ، هرکه در آن زمان دینش را نگه دارد مانند کسی است که درخت خارقتاد (۱) را با دست بتراشد. سپس فرمود :- اینچنین و با اشاره دست مجسم فرمود - کدامیک از شما می تواند خار آن درخت را بدستش نگهدارد ؟ سپس لختی سربزیر انداخت و باز فرمود : همانا صاحب الامر را غیبتی است ، هر بنده ای باید از خدا پروا کند و به دین خود بچسبد . اصول کافی- ج ۲- کتاب الحجه باب غیبت امام عصر (عجج) -ص ۱۳۲ ۱) قناد : درختی است که خار بسیار دارد و خارهایش مثل سوزن است و تراشیدن خارش باین طریقست که یکدست را بالای شاخه محکم گرفته و با دست دیگر تا پایین بکشند و این جمله در عرب ضرب المثلی است برای کارهای دشوار و سخت .
یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود
پنجشنبه سی ام فروردین 1386 22:4
یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک بر زبان بود مرا آنچه تو را در دل بود دل چو از پیر خرد نقل معانی می کرد عشق می گفت به شرح آنچه بدو مشکل بود آه از آن جور و تطاول که رامگه است آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل (۱)بود در دلم بود که بی دوست (۲)نباشم هرگز چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود دوش بر یاد غریبان به خرابات شدم خم دیدم و خون در دل و پا در گل بود ۱)جبهه و سوز و گداز شبانه رزمندگان اسلام و نمازهای عارفانه و بی ریایشان ۲) بهترین دوستانم را صدام ملعون در جبهه ها از من گرفت و به فیض عظمای شهادت نائل آمدند
سالروز ورود حضرت معصومه (س) به شهرمقدس قم مباركباد
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 14:29
گذري بر زندگاني حضرت فاطمه معصومه (س)به بهانه سالروز ورود قدوم مباركش به شهر مقدس قم حضرت فاطمه معصومه (س) دخت گرامي امام موسي کاظم (ع) و خواهر امام رضا (ع) و عمه امام جواد (ع) است و از بانوان والا مقام و نمونه تاريخ اسلام محسوب مي شود.
وي در اول ذيقعده سال 173 ق (به روايتي سال 183ق) در مدينه منوره چشم به جهان گشود. مادر پارساي وي نجمه و به روايتي خيزران نام داشت. او بزرگترين دختر امام هفتم (ع) و برجسته ترين آنها بود. دانشمند فرزانه حاج شيخ عباس قمي در اين باره مي نويسد:افضل آنها سيده جليله معظمهء فاطمه بنت امام موسي (ع) معروف به معصومه است. ادامه مطلب
سالروز شهادت امیر سپهبد علی صیاد شیرازی
سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 15:31
سالروز شهادت امیر سپهبد علی صیاد شیرازیعلی صیاد شیرازی در سال ۱۳۲۳ شمسی در شهرستان درگز در استان خراسان به دنیا آمد و پس از تحصیلات دبیرستان، وارد دانشگاه افسری شد. وی در سال ۱۳۴۶ موفق به اخذ درجه كارشناسی از دانشگاه افسری گردید و پس از طی دوره تخصصی توپخانه، به عنوان استاد در مركز آموزش توپخانه اصفهان مشغول به تدریس شد. او از مخالفان رژیم شاه بود تا جایی كه توسط عوامل آن رژیم دستگیر و زندانی شد و در آستانه پیروزی انقلاب، در بهمن ۵۷ آزاد گردید.
صیاد شیرازی نقش حساسی در آزادسازی خرمشهر ایفا نمود و حضور او در هشت سال دفاع مقدس، پیروزی های متعددی را برای كشور اسلامی به همراه داشت. وی در تیرماه ۱۳۶۵ به فرمان امام به عضویت شورای عالی دفاع منصوب شد و در اردیبهشت ،۱۳۶۶ به درجه سرتیپی ارتقاء یافت. امیر شجاع اسلام، در سال ۱۳۶۸ به سمت معاونت بازرسی ستاد ارتش، در شهریور ۱۳۷۲ به سمت جانشین رئیس ستاد كل ارتش و در فروردین ،۱۳۷۸ از طرف رهبر به درجه سرلشكری نائل آمد كه این درجه با افتخار شهادت به سپهبدی ارتقاء یافت. سرانجام امیر سپهبد صیاد شیرازی، جانشین ستاد كل نیروهای مسلح در بامداد بیست و یكم فروردین ۱۳۷۸ به دست عوامل گروهك منافقین در تهران به شهادت رسید و در تشییعی با شكوه، با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی و انبوه مردم در بهشت زهرا به خاك سپرده شد. سال ۱۳۲۳ در کبود گنبد مشهد به دنیا آمد. مادرش شهربانو و پدرش زیاد نام داشت. پدرش، که از عشایر فارس بود، به استخدام ژاندارمری در آمد و سپس به ارتش منتقل شد. او از جاذبهای خاص برخودار بود، از این رو علی تحت تأثیر پدر از کودکی به ارتش علاقه مند شد.
او به همراه پدر و خانواده، مانند دیگر خانوادههای نظامیان، از شهری به شهری مهاجرت می کرد. شهرهای مشهد، گرگان، شاهرود، آمل، گنبد و سرانجام گرگان محل پرورش وی شدند. او سال ششم متوسطه را در تهران گذراند و در سال ۱۳۴۲ موفق به اخذ دیپلم گردید. او در سال ۱۳۴۳ در کنکور دانشکده افسری شرکت کرد و پذیرفته شد و سرانجام در مهرماه ۱۳۴۶ در رسته توپخانه دانش آموخته شد و با درجه ستوان دومی وارد ارتش گردید. او پس از طی دوره آموزشی در شیراز و اصفهان به لشگر تبریز و سپس لشگر زرهی کرمانشاه منتقل شد.
علی صیاد شیرازی در سال ۱۳۵۲ به دلیل لیاقت ها و دقت هایش در کار، برای تکمیل تخصص های توپخانه از طرف ارتش به آمریکا اعزام شد تا دوره هواسنجی بالستیک را بگذراند. او این دوره آموزشی را در شهر فورت سیل از ایالت اوکلاهما، در منطقهای نظامی، با موفقیت طی کرد. او پس از گذراندن دوره، با تخصصی جدید و روحیهای با نشاط به ایران مراجعت کرد. ادامه مطلب
عطر كلام رهبري در ديدار با خانواده شهيد آويني
یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 1:35
نباید بگذارید کارهای ایشان زمین بماند... سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده ی شهید سید مرتضی آوینیسخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده ی شهید سید مرتضی آوینی در تاریخ 2/2/1372 بسم الله الرحمن الرحیم خداوند ان شاالله این شهید را با پیغمبر محشور کند. من حقیقتا نمی دانم چطور می شود انسان احساساتش را در یک چنین مواقعی بیان و تعبیر کند؟ چون در دل انسان یک جور احساس نیست. در حادثه ی شهادتی مثل شهادت این شهید عزیز چندین احساس با هم هست. یکی احساس غم و تاسف است از نداشتن کسی مثل سید مرتضی آوینی. اما چندین احساس دیگرهم با این همراه است که تفکیک آنها از همدیگر و باز شناسی هریک و بیان کردن آنها کار بسیار مشکلی است. به هر حال امیدواریم که خداوند متعال خودش به بازماندگانش به شما پدرشان، مادرشان، خانمشان، فرزندانشان. همه ی کسانشان به شما که بیشترین غم . سنگین ترین غصه را دارید تسلی ببخشد. چون جز با تسلی الهی دلی که چنین گوهری را از خودش جدا می بیند واقعا آرامش پیدا نمی کند. فقط خدای متعال باید تسلی بدهد و می دهد. من با خانواده های شهدا زیاد نشست و برخاست کرده ام و می کنم. و از شرایط روحی آنان آگاهم. گاهی فقدان یک عزیز مصیبتی است که اگر مرگ او شهادت نبود تا ابد قابل تسلی نبود. اما خدای متعال در شهادت سری قرار داده که هم زخم است و هم مرهم و یک حالت تسلی و روشنایی به بازماندگان می دهد. من خانواده ی شهیدی را دیدم که فقط همان یک پسر را داشتند و خدای متعال آن پسر را از آنان گرفته بود.(البته از این قبیل زیاد دیده ام. این یک نمونه اش.) وقتی انسان عکس آن جوان را هنگامی که با پدرش خداحافظی می کردکه به جبهه برود می دید با خودش فکر می کرد که « اگر این جوان کشته شود پدر و مادرش تا ابد خون خواهند گریست.» یعنی منظره این را نشان می داد. بستگی آن پدر و مادر به آن جوان از این منظره کاملاً مشخص بود (من آن عکس را دارم. آن را بعداً برای من آوردند. من هم آن عکس را قاب شده نگه داشته ام. این عکس حال مخصوصی دارد.) اما خدای متعال به آن پدر و مادر آرامش و تسلایی بخشیده بود که خود پدرش به من گفت: «من فکر می کردم اگر این بچه کشته شود من خواهم مرد.» (یعنی همان احساسی را که من از مشاهده ی آن عکس داشتم ایشان با اظهاراتش تایید می کرد.) می گفت: «ولی خدای متعال دل ما را آرام کرد.» در این مورد هم همین است. یعنی وقتی شما می دانید که فرزندتان در پیشگاه خدای متعال در درجات عالی دارد پرواز می کند یعنی آن چیزی که همه ی عرفا و اهل سلوک و آن سرگشته های وادی های عشق و شور معنوی وعرفانی یک عمر به دنبالش گشته اند و دویده اند او با این فداکاری و این شهادت به دست آورده و رضوان و قرب الهی را درک کرده است خوشحال می شوید که فرزندتان به اینجا رسیده است. امیدواریم که خداوند متعال درجات او را عالی کند. من با فرزند شما نشست و برخاست زیادی نداشتم. شاید سه جلسه که در آن سه جلسه هم ایشان هیچ صحبتی نکرده بود. من با ایشان خیلی کم هم صحبت شدم. منتها آن گفتارهای تلویزیونی را از سالها پیش می شنیدم و به آن ها علاقه داشتم. هر چند نمی دانستم که ایشان آنها را اجرا می کند. لکن در ایشان همواره نوری مشاهده می کردم. ایشان دو- سه مرتبه آمد اینجا و روبه روی من نشست. من یک نور و یک صفا و یک حالت روحانی در ایشان حس می کردم و همین جور هم بود. همین ها هم موجب می شود که انسان بتواند به این درجه ی رفیع شهادت برسد. خداوند ان شاء الله دلهای داغدیده و غمگین شما را خودش تسلی بدهد. اگر ما به حوزه ی آن شهادت و شهید و خانواده ی شهید نزدیک می شویم برای خاطر خودمان است. بنده خودم احساس احتیاج می کنم. برای ما افتخار است که هر چه می توانیم به این حوزه ی شهادت و این شهید خودمان را نزدیک بکنیم. چند روز پیش توفیق زیارت مقبره ی این شهید را پیدا کردیم. پنج شنبه ی گذشته رفتیم آنجا و قبر مطهر ایشان و آن همرزم و همراهشان –شهید یزدان پرست- را زیارت کردیم. ان شاءالله که خداوند درجاتشان را عالی کند و روز به روز برکات آن وجود با برکت را بیشتر کند. کارهایی که ایشان داشتند ان شاءالله نباید زمین بماند. ان شاالله برای روایت فتح یک فکر درست و حسابی شده است که ادامه پیدا کند. نباید بگذارند که کارهای ایشان زمین بماند. این کارها، کارهای با ارزشی بود. ایشان معلوم می شود ظرفیت خیلی بالایی داشتند که این قدر کار و این همه را به خوبی انجام می دادند. مخصوصا این روایت فتح چیز خیلی مهمی است. شب هایی که پخش می شد من گوش می کردم. ظاهرا سه- چهار برنامه هم بیشتر اجرا نشد. حالا یک مسئله این است که آن کاری را که ایشان کرده اند و حاضر و آماده است چگونه از آن بهره برداری بشود. یک مسئله هم این است که کار ادامه پیدا کند. آن روز که ما از این آقایان خواهش می کردیم و من اصرار می کردم که این روایت فتح ادامه پیدا کند درست نمی دانستم چگونه ادامه پیدا کند. بعد که برنامه ها اجرا شد دیدیم همین است. یعنی زنده کردن ارزش های دفاع مقدس در خاطرها. آن خاطره ها را یکی یکی از زبان ها بیرون کشیدن. و آنها را به تصویر کشیدن و آن فضای جنگ را بازآفرینی کردن. این کاری بود که ایشان داشت می کرد. و هر چه هم پیش می رفت بهتر می شد. یعنی پخته تر می شد. چون کار نشده ای بود. غیر از این بود که بروند در میدان جنگ و با رزمنده حرف بزنند. آن کار خیلی آسان تر بود. این کار هنری تر و دشوارتر و محتاج تلاش فکری و هنری بیشتری بود. اول ایشان شروع کرد و بعد کم کم بهتر و پخته تر شد. من حدس می زنم اگر ایشان زنده می ماند و ادامه می داد این کار خیلی اوج پیدا می کرد. حالا هم باید این برنامه دنبال شود. تازه در همین میدان هم منحصر نیست. یعنی بازآفرینی آن فضا از راه خاطره ها یکی از کارهاست. در باب جنگ و ادامه ی روایت فتح کارهای دیگری هم شاید بشود انجام داد. حیف است که این کار تعطیل شود. من خیلی خوشحال شدم از این که زیارتتان کردم.
سالگرد سيد شهيدان اهل قلم
شنبه هجدهم فروردین 1386 1:18
برگزاری مراسم سالگرد سيد شهيدان اهل قلم با روايتگويی راويان دفاع مقدس در فكهمراسم بزرگداشت چهاردهمين سالگرد سيد شهيدان اهل قلم شهيد سيد «مرتضی آوينی» در مشهد آن شهيد سرزمين لاله خيز فكه برگزار شد. بنابراين گزارش، اين مراسم همزمان با اقامه نماز جماعت ظهر در يادمان شهدای فكه و با حضور كاروانهای راهيان نور از سوی قرارگاه حفظ انبيه و آثار سرزمينی دفاع مقدس خوزستان برگزار شد.
در اين مراسم حاضران با تجليل از شهد سيد مرتضی آوينی محل شهادت او را گلباران كردند و راويان حماسه دفاع مقدس با رويتگويی هشت سال ايثار و فداكاری ياد و خاطره روايتگر بزرگ فاتحان قلم عاشقی گرامی را داشتند. همچنين، در ادامه اين مراسم همچنين قسمتهايی از فيلمهای مستند «روايت فتح» با صدای شهيد آوينی پخش و به ياد او و شهيدان حاضران مداحی كردند. منبع: خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا در فکه کاری ناتمام داشت که می باید انجامش می داد. صدای بچه های گردان کمیل را می شنید که همت را صدا می زدند «حاجی، سلام ما را به امام برسان. بگو عاشورایی جنگیدیم.» و گریه ی همت را که ملتمسانه سوگندشان می داد « تو را به خدا تماستان را قطع نکنید. با من حرف بزنید، حرف بزنید.»
رهبرمعظم انقلاب، سال ۱۳۸۶را "سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي" نام نهادند
چهارشنبه یکم فروردین 1386 21:18
حضرت آيتالله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال نو، سال ۱۳۸۶را سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نامگذاري كردند و افزودند: آرزو و اميد همه ايرانيان " استقلال ملي، عزت ملي و رفاه عمومي ملت " است و همه اين اهداف به بركت "ايمان اسلامي،اتحاد كلمه، اميد و عزم ملي، استفاده صحيح از ظرفيتهاي كشور و تدبير و تحرك و تلاش " محقق خواهد شد. ادامه مطلب
سال نو مبارك
چهارشنبه یکم فروردین 1386 18:32
دوستان عزيز با تبريك سال نو ، سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي كه در پرتو كلام نوراني رهبر عزيزمان نام گرفته است ، به همه شما عزيزان و آرزوي سالي خوش و پر بركت و انشاء الله سال ظهور مولايمان حضرت صاحب الامر (عج) ، از بابت غيبت طولانيم از شما عذر خواسته و باطلاعتان برسانم كه در اين مدت در جوار بارگاه ملكوتي ولي نعمتمان حضرت علي بن موسي الرضا ( عليه السلام) نايب الزياره تمامي عاشقان خاندان عصمت و طهارت بوده ام . |
اللهم صلِّ على محمد وآل محمد و عجل فرجهم ..
اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ السَّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
|