|
او پسر نرجس است
پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 17:58
حكيمه خاتون عمه امام عسكري(ع) مي گويد: امام عسكري با صداي بلند فرمود: عمه جان «فرزندم» را نزد من بياور چون او را نزد پدر بزرگوارش بردم به پدر سلام كرد، حضرت هم او را در بر گرفت، ناگهان ديدم مرغاني چند دور سر او در پروازند، امام يكي از آن مرغان را صدا زد و فرمود: اين طفل را ببر و نگهداري كن و در هر چهل روز به ما برگردان، مرغ او را برداشت و پرواز كرد و ساير مرغان نيز به دنبال او به پرواز درآمدند و مي شنيدم كه امام حسن عسكري(ع) مي فرمودند: تو را به خدايي مي سپارم كه مادرموسي فرزند خود را به او سپرد، نرجس خاتون گريان شد، امام فرمود: آرام باشد كه جز از پستان تو شير نمي مكد، به زودي او را نزد تو مي آورند همانطور كه موسي را به مادرش برگردانيدند، خدا در قرآن مي فرمايد:« فرددناه الي امه كي تقر عينها و لاتحزن» حكيمه مي گويد: از امام پرسيدم آن مرغ چه بود؟ حضرت فرمودند: روح القدس بود كه مواظب و مراقب ائمه است و به امر خداوند آن ها را در كارها موفق و محفوظ مي دارد و با علم و معرفت پرورش مي دهد. بعد از چهل روز بچه را نزد برادرزاده ام برگردانيدند، حضرت مرا خواست، چون به خدمتش رسيدم ديدم بچه راه مي رود. عرض كردم: آقا اين طفل كه دوساله است! امام تبسمي كرد و فرمود: فرزندان انبيا و اوليا كه داراي منصب امامت و خلافت هستند نشو و نماي آنان با ديگران فرق دارد، كودكان يك ماهه مانند بچه يكساله ديگران مي باشند، كودكان ما در شكم مادر حرف مي زنند و قرآن مي خوانند و خدا را پرستش مي كنند و در ايام شيرخوارگي، فرشتگان به پرستاري آن ها مشغول و هر صبح و شام براي اطاعت فرمان آنان فرود مي آيند. صبح صادق: آقاي قاسم ميرخلف زاده
گمشده شيعه
سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 20:24
قطعه اي گمشده از پر پرواز كم است يازده بار شمرديم و يكي باز كم است، اين همه آب كه جاري است نه اقيانوس است؛ عرق شرم زمين است كه سرباز كم است. نمي دانم تا حالا چقدر به ياد امام زمان مان بوديد! نمي دانم ما بيشتر به ياد اماممان بوديم و براي فرج شان دعا كرديم يا ايشان به فكر و ياد ما بودند و براي ما به خاطر گناهانمان از خدا طلب آمرزش كردند. ادامه مطلب
چشم به راه سپيده
جمعه دوم اسفند 1387 22:34
تو را غایب نامیده اند، چون «ظاهر» نیستی، نه اینکه «حاضر» نباشی.
«غیبت» به معنای «حاضرنبودن»، تهمت ناروائی است که به تو زده اند و آنان که بر این پندارند، فرق میان «ظهور» و «حضور» را نمی دانند، آمدنت که در انتظار آنیم به معنای «ظهور» است، نه «حضور» و دلشدگانت که هر صبح و شام تو را می خوانند، ظهورت را از خدا می طلبند نه حضورت را. وقتی ظاهر می شوی، همه انگشت حیرت به دندان می گزند با تعجب می گویند که تو را پیش از این هم دیده اند. و راست می گویند، چرا که تو در میان مائی، زیرا امام مائی. جمعه که از راه می رسد، صاحبدلان «دل» از دست می دهند و قرار از کف می نهند و قافله دل های بی قرار روی به قبله می کنند و آمدنت را به انتظار می نشینند...
و اینک ای قبله هر قافله و ای «شبروان را مشعله»، در آستانه آدینه ای دیگر با دلدادگان دیگری از خیل منتظرانت سرود انتظار را زمزمه می کنیم. ادامه مطلب |
اللهم صلِّ على محمد وآل محمد و عجل فرجهم ..
اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ السَّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
|