|
نخبگان بی بصیرت
جمعه سی ام مرداد 1388 9:2
«اگر من بخواهم يك توصيه به شما بكنم، آن توصيه اين خواهد بود كه بصيرت خودتان را زياد كنيد؛ بصيرت. بلاهايي كه بر ملت ها وارد مي شود، در بسياري از موارد بر اثر بي بصيرتي است. خطاهايي كه بعضي از افراد مي كنند : مي بينيد در جامعه خودمان هم گاهي بعضي از عامه مردم و بيشتر از نخبگان، خطاهايي مي كنند. نخبگان كه حالا انتظار هست كه كمتر خطا كنند، گاهي خطاهايشان اگر كماً هم بيشتر نباشد، كيفاً بيش از خطاهاي عامه مردم است : بر اثر بي بصيرتي است.» ادامه مطلب
شب پرستان، همچنان چشم بر صبح صادقش دوخته اند
جمعه سی ام مرداد 1388 8:24
اي آفريدگار صبح! در جشن با شكوه روزي كه آغاز مي شود و در همه روزهايي كه شيريني نام تو برلبانم مي نشيند من عهد ديرينه خويش را با صاحب صبح و امام عصر تازه مي كنم و دست بيعتم را در زلال دستانش معطر مي كنم تا شعر سپيد اين عشق در صحن دلم تكرار شود. طراوت جاري اين عهد و بيعت هرگز از باغ خاطرم بيرون نمي رود و پيوسته شال سبز محبتش را برگردن مي نهم تا نوازشگر شانه هاي لرزانم باشد. خالق مهربان من! اگر دست تقدير تو، لباس سپيد آخرت را برتن من پوشاند و درخت زندگي ام،تنبه خواب زمستاني و ابدي خويش سپرد و ميان آن ماه تابان در آسمان چشم مردمان آشكار شد، مرا از محراب قبرم برانگيز و توفيق احرام در صحن و صفايش عنايت كن تا لبيك گويان در گرد كعبه وجود مقدسش طواف كنم. اي اجابت كننده هر دعا! پنجره قلب منتظران رو به آسمان بيكرانت گشوده است تا به يك اشارت تو، غبار غم و اندوه غيبت از دل ها برخيزد و چشم ها به تماشاي باران ظهور بنشيند. خدايا! شب يلداي هجران را به يمن ظهور ماه كاملش، كوتاه كن كه شب پرستان ، همچنان چشم بر صبح صادقش بسته اند و ما مومنان طلوع خورشيد جمالش را نزديك مي دانيم. منبع : صبح صادق
ديگر رمقي براي انتظار ندارم
جمعه شانزدهم مرداد 1388 8:25
مرحوم قيصر امينپور آسمان دلم ابري و چشم هايم باراني است. بالهاي خيالم شكسته و پرواز برايم مقدر نيست. كاش آفتاب صبر با دلم آشتي مي كرد، كاش باز هم غنچه هاي لبخند در باغچه هايم باز مي شد و كاش فرهنگ لغت با واژه ي ظهور تو آغاز مي شد بي هدف از كوچه ها و خيابان ها مي گذرم و جز صداي خسته ي گام هايم بر روي برگ هاي خشك ديگر آوازي به گوشم نمي رسد. در داخل سينه ام مرغ جواني بال بال مي زند گويا او هم مانند من ديگر رمقي براي انتظار ندارد. ادامه مطلب
ای همه انتظار...
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 7:23
اين روزهاباران چه شاعرانه نامت رازمزمه مي كند....
حكم تنفيذ دهمين دورهى رياست جمهورى اسلامى ايران
دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 19:14
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم خداوند را سپاس كه بار ديگر ايران را سرافراز و مردم هوشمند ما را به آفرينش حماسهى ماندگار ديگرى موفق ساخت. بيست و دوم خرداد يكهزار و سيصد و هشتاد و هشت، برگ زرينى شد از كتاب سرنوشت ايران كه مردم ما سطر سطر آن را با همت والا و عزم استوار خود نگاشته و هشيارى و پايدارى خود را به حراست از آن گماشتهاند. حضور هشتاد و پنج درصدى در پاى صندوقهاى رأى در انتخابات اخير، نشانهاى آشكار است از احساس دلبستگى و غيرت و اهتمامى كه اين ملت كهن و پرافتخار، به دسترنج سى سالهى خود ميورزد و اميد و آرزوئى كه به كمال و اعتلاى آن و زدودن كاستىها و كجىها از آن در دل ميپروراند. ادامه مطلب
اي خورشيد رخ بركشيده در پس ابر بيا و كامل مان كن
پنجشنبه هشتم مرداد 1388 1:40
مهدي جان! به ما و كسان مان سختي رسيده و سرمايه اندك آورده ايم، پس پيمانه ما را كامل گردان و به ما صدقه و بخشش ده، بيا بر ما نظري كن و دستي بر سر ما كشيده، كامل مان كن. اي خورشيد رخ بركشيده در پس ابر، اي سفر كرده هجران گزيده تا كي تو همچنان در غيبت و ما اين چنين در هجران؟ جان جهاني نثار قدومت باد. آيا هجران امروز ما به فرداي وصال تو نمي رسد؟ اي پيشواي محرومان، اي دادخواه مظلومان، اي فريادرس درماندگان، اي آخرين، ديدگان جست وجوگر ما بر دروازه هر سحر قامت تو را منتظر است، آيا مي شود كه شام تار هجران ما به صبح روشن وصالت بدل شود. رايت رسول خدا، اي آخرين رسالت پيغمبران بر دوش، اي شمشير علي (ع) بر كف و اي عصاي موسي در دست، اي خاتم سليمان در انگشت بر ما چه سخت است كه همگان را ببينيم و تو را نبينيم. اي كمال موسي را وارث، اي شكوه عيسي را واجد، اي صبر ايوب را صاحب، چه دشوار است كه سخنان همه به گوش مان رسد و صداي دلنشين تو را نشنويم. اي يادگار خدا در زمين، اي دست تواناي حق در آستين، اي قرآن ناطق خدا، اي رسم اعظم الهي چه سخت است كه لطفت را به عيان ببينيم و دشمن در انكار وجود نازنينت بر ما طعنه زند. منبع: صبح صادق
برلبم آه فراق توست
جمعه دوم مرداد 1388 19:51
مهدي جان! منبع: صبح صادق |
اللهم صلِّ على محمد وآل محمد و عجل فرجهم ..
اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ السَّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
|